تبليغاتX
بچــه هـــــــــای 86 ای

بچــه هـــــــــای 86 ای

جشن فارغ التحصيلي

ديروز جشن فارغ التحصيليمون بود خيلي خوش گذشت البته من خودم هنوز يك سال از درسم باقي مونده اما تو جشن شركت كردم ويژگي بارز جشن ما اين بود كه كاملا معلوم شد بچه هاي 86اي اصلا باهم متحد نيستن و همديگر رو نميشناسن چون ترينهامون با اراي كم مثلا 5 تا يا حتي 4 تا انتخاب شدن تازه به نظر من غير از 3 -4بقيه اشتباه بودن.

ولي در كل خوش گذشت دست بانيان و دست اندر كاران درد نكنه.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 13:20  توسط مریم  | 

واسه خنده

رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد

رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم

یارو عکسمو دیده میگه:اااا دماغ خودته این؟
پـَـَــــ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بینی به بینی، نسل به نسل منتقل شده الان رسیده به من!!!!

با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم

تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه

زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای‌ بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خوام ببینم اف ف سالمه یا نه

صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـَـَـ نه پـَـَـ اومدم اینجا برم دسشویی

ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی 2 لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم

رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!!

ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته

خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟
میگه خط تلفن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم

برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ
اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم

تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!

بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم.
پـَـَـ نــه پـَـَــ. نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم

به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پــَ نه پــــــَ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!

رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟
میگه برا کباب؟
پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام

کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه

مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس

ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فـــلتر هوا؟
پ نه پ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک

یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم

داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم

به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم

تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین

بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اوردیم خون بده بریم

کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار
گفت واسه صبونه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون

خواهرم از بیرون میاد خونه..میبینه پشت سیستمم...میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...!

میری مسجد وضو بگیری تا نماز بخونی میبینی یه آقایی میرسه میگه پسر جان وضو میگیری میگی پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام قزل الا صید کنم

نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده

تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم

ساعت 7 صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه میپرسه امتحان داری؟ میگم پــَ نه پــَ اومدم خمیر بگیرم بدم دست نونوا

در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه

تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم

از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!

یکی‌ زنگ زده میگه شما فرشادین میگم نه میگه پس اشتباه گرفتم؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ من فرشادم صدای تورو شنیدم الزایمرگرفتم یادم نیست !!!


زنه شیکمش اومده جلو ، رفیق ما میپرسه این حامله س؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ این زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه
داری تعمیرش میکنی ؟
پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم !!

اومده از خواب بیدارم کرده میگه خوابی ؟
پـــــ نه پــــ دوستم چشم گذاشته منم رفتم زیر پتو قایم شدم نصف شبی


حسینی بای دست پسره رو گرفته میگه با یاد چی میری کنکور بدی؟پسره میگه با یاد خدا.....پـَـَـ نــه پـَـَــــ بگه به یاد دوست دخترم میرم سر جلسه


با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش 3 طبقه بسازی!!!


کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:
آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام...

" شاد بودن هنر است و شاد کردن هنری والاتر"

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 22:6  توسط مریم  | 

از اتفاق روز 5 شهریور مطلع باشید و به دیگران هم خبر دهید. امسال را به خاطر بسپارید

سلام به تمام دوستان : روز 5 شهریور تمام دنیا در انتظار ……
کره مریخ به بالاترین درجه درخشش دراسمان شب در 5 شهریور خواهد رسید
اون به اندازه کره ماه تمام بزرگ با چشم غیر مسلح به نظر خواهد رسید
این وقتی است که در روز 5 شهریور کره مریخ به فاصله 634 مایلی خود به زمین میرسد.
حتما در راس ساعت 12:30 بعد از ظهر ( نیمه شب) آسمان را تماشا کنید .
به نظر خواهد رسید که آسمان دو ماه دارد !!!
این امر 1200 سال دیگر دوباره اتفاق خواهد افتاد
این لحظه را با دوستان خود شریک شوید زیرا هیچکس زنده ای دوباره این اتفاق را نخواهد دید.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 11:22  توسط مریم  | 

كلاس كنكور

سلام بچه ها اگه كسي مي خواد كنكور صنايع شركت كنه از بچه هاي ورودي 86 كه خواننده وبلاگ هستن توي قسمت نظرات نام ونام خانوادگيشون رو بنويسن تا من بهشون كلاسها و ازمونها رو معرفي كنم تا 15 تير 30%تخفيف داره كلاس و ازمون .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 13:23  توسط مریم  | 

راي گيري انتخاب بزرگترين شيميدان جهان

سلام.

درخواست از تمامی دوستان

در رای گیری انتخاب بزرگترین دانشمند شیمی جهان در

سال 2011 به شیمیدان ایرانی - جابر بن حیان رای دهید.

لینک:

http://www.elsevier.com/wps/find/P04.cws_home/greatest_chemist

... Jabir Bin Hayam انتخاب کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت 16:3  توسط مریم  | 

پیش از پاسخ دادن مطمئن شوید سئوال را به خوبی متوجه شده اید و جواب آن را می‌دانید

کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست
و لایعقل سوار شد و کنار او نشست
مردک روزنامه‌ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد
از مدتی از کشیش پرسید
پدر روحانی روماتیسم از چی ایجاد میشود؟
کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت روماتیسم 
 حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری است
مردک با حالت منفعل  دوباره سرش گرم روزنامه
خودش شد
بعد کشیش از او پرسید  تو حالا چند وقت
است که روماتیسم داری؟
مردک گفت من روماتیسم ندارم
اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است!!

+ نوشته شده در  جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 1:21  توسط ارزو  | 

اگر کوســــــــه ها ادم بودند






 

داستان کوتاهی برتولت برشت

دختر كوچولوی صاحبخانه از آقای "كی" پرسید:
اگر كوسه‌ها آدم بودند، با ماهی‌های كوچولو مهربانتر می‌شدند؟
آقای كی گفت: البته! اگر كوسه‌ها آدم بودند،
توی دریا برای ماهیها جعبه‌های محكمی ‌می‌ساختند،
همه جور خوراكی توی آن می‌گذاشتند،
مواظب بودند كه همیشه پر آب باشد.
هوای بهداشت ماهی‌های كوچولو را هم داشتند.
برای آنكه هیچوقت دل ماهی كوچولو نگیرد،
گاهگاه مهمانی‌های بزرگ بر پا می‌كردند،
چون كه
گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است!
برای ماهی‌ها مدرسه می‌ساختند
وبه آنها یاد می‌دادند
كه چه جوری به طرف دهان كوسه شنا كنند
درس اصلی ماهی‌ها اخلاق بود
به آنها می‌قبولاندند
كه زیبا ترین و باشكوه ترین كار برای یك ماهی این است
كه خودش را در نهایت خوشوقتی تقدیم یك كوسه كند
به ماهی كوچولو یاد می‌دادند كه چطور به كوسه‌ها معتقد باشند
و چه جوری خود را برای یك آینده زیبا مهیا كنند
آینده‌یی كه فقط از راه اطاعت به دست می‌آیید
اگر كوسه‌ها آدم بودند،
در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت:
از دندان كوسه تصاویر زیبا و رنگارنگی می‌كشیدند،
ته دریا نمایشنامه به روی صحنه می‌آوردند كه در آن ماهی كوچولو‌های قهرمان
شاد و شنگول به دهان كوسه‌ها شیرجه م‌یرفتند.
همراه نمایش، آهنگهای مسحور كننده‌یی هم می‌نواختند كه بی اختیار
ماهیهای كوچولو را به طرف دهان كوسه‌ها می‌كشاند.
در آنجا بی تردید مذهبی هم وجود داشت
كه به ماهیها می‌آموخت
"زندگی واقعی در شكم كوسه‌ها آغاز می‌شود"
 
 



گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند که در سختیها
باید زیبا ترینها را بیافرینند...

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 10:6  توسط ندا  | 

حمایت فرهنگی!

نمیدونم چقدر درمورد فیلم اخراجی ها3 و فیلم جدایی


 نادر از سیمین خبردارید. من فیلم دوم رو دیدم 


خیلی خیلی قشنگ بود .فکر میکنم بلیط سینما هرچی باشه


 از قیمت وطن گرون تر نیست!! دعوت میکنم تا فیلم فرهیخته ی


  "جدایی نادر از سیمین" رو در سینما ببینیم تا به اون

وطن فروشهایی که دارن بلیط اخراجی ها رو با 50% تخفیف 

میفروشن 

تا به دروغ به فیلمشون برچسب پرمخاطب ترین رو بدن اجازه ی

 پیش رفتن ندیم.


 ما ایرانی هستیم و نمیگذاریم فرهنگ


 آریایی مون به دست چماغ به دست هایی بیافته


 که حالا ادای روشن فکرهارو در میارن!!


+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 0:12  توسط ارزو  | 

جملاتی از چارلی چاپلین

اگر روزي خيانت ديدي ، بدان که قيمتت بالاست .

> حتي بهترين فرزندان نيز دشمن جان پدر و مادرانند.

> از دشمن خود يکبار بترس و از دوست خود هزار بار .

> نقاش کامل آنست که از هيچ براي خود سوژه بسازد .

> خوشبختي فاصله اين بدبختي تا بدبختي ديگر است .

> حتي تظاهر به شادي نيز براي ديگران شادي بخش است .

> ازدواج مثل بازار رفتن است تا پول و احتياج و اراده نداري بازار نرو .

> انسان اگر فقير و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بي عاطفه باشد .

> بزرگ ترين الماس جهان آفتاب است،که خوشبختانه بر گردن همه مي درخشد .

> درخشان ترين تاجي که مردم بر سر مي نهند در آتش کوره ها ساخته شده است .

> مردمان روي زمين استوار ، بيشتر از بندبازان روي ريسمان نااستوار سقوط مي کنند .

> شکست خوردن ناراحتي ندارد . آدم بايد شجاع باشد تا بتواند از خودش يک احمق بسازد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 9:52  توسط ندا  | 

نیایش کورش بزرگ با خدا و سفرش به ایران امروزی


روزی شه شاهان ما                         در یک نیایش با خدا


گفتا به پاس کار من                           اندیشه ی پر بار من


روزی  مرا فرصت بده                       رو ح مرا مهلت بده


تا بنگرم خاک وطن                         آن سرزمین پاک من


گفتا خدا به شاه ما                             ره بر تو بادا هر کجا


کردی جهان را شادمان                   اینک تو و این هم  جهان


کوروش اهورا را ستود                    جز شوق پارس در او نبود


با یک فرشته شادمان                       آمد به سوی این جهان


ناگه که او آهی کشید                      جز آب و نم  چیزی ندید


گفتا چرا خا ک تنم                            اینگونه گشته غرق نم


ویرانی خاکم زچیست                      فرشته هم آرام گریست


کوروش به او گفتا مرا                           با خود ببرتا هر کجا


تا بنگرم  پوران من                             هستند نگهدار وطن


با یک نظربرشهر خود                   کوروش کمی افسرده شد


جز مهدی وعبدالوحید                       عباس و سجاد و سعید


نامی ز پوران نشنید                          آهی ز دل آنجا کشید


گفتا که این گویش زچیست                عباس و عبدالله کیست


فرشته بنشست و گریست                 گفتا که اینها عربیست


بعد از تو ای شاه جهان                        ایران به دست تازیان


ویران و یکصد پاره شد                         نسل توهم آواره شد


کوروش برآشفت و شکست             که نسل من آواره گشت


قومی به ما ها چیره شد                      افکار انسان تیره شد


پس شاه شاهان را چه شد               آن سرفرازان را چه شد


اینک تو بر من کن روا                  تصویر ایران مرا


کوروش که تا آن را بدید                       ناگه زدل آهی کشید


گفتا که این خاک من است              این نقش ایران من است


پس شرق و غرب آن چه شد           آن هند وآن یونان چه شد


اینک مرا با خود ببر                           به سرزمین های دگر


تا بنگرم همچو قدیم                              فخرو شکوه عالمیم


کوروش در آفاقی دگر                        با خرقه پوشی رهگذر


گفتا که من هم دم به دم                         از خاک ایران آمدم


آن رهگذر گفتا جوان                           تویی تروریست جهان


کوروش زدل آشفته شد                   از این ولایت خسته شد


گفتا که ای دادار من                       این نیست آن خاک وطن


خسته ام و بی همسفر                           مرا از این دنیا ببر

 




+ نوشته شده در  سه شنبه نهم فروردین 1390ساعت 1:32  توسط ارزو  |